حق ندارد چشم با ایمان به ظلمت خو کند
شاعر: میلاد حبیبی
24 اسفند 1404 |
27 |
0
در وطن حتی اگر یک شمع هم سوسو کند
حق ندارد چشم با ایمان به ظلمت خو کند
نعرهی سجّیل بر قوم یهودی آشناست
مثل آن وقتی که تیغ مرتضی هوهو کند
حرز ما سربند یا زهراست، فرعونی کجاست؟
تا بخواهد قوم ما را جنبل و جادو کند
در زمین جز نعرهی شیران نمیماند به جا
هر قدر هم این سگ بیخانمان عوعو کند
ای بدا طبعی که اینک جای رستمپروری
شعری از گیسو بگوید، صحبت از ابرو کند
موسم فتح است و خیبر نیز در مشت علیست
حال مرحب را بفرما هر چه دارد رو کند