به مشت خویش گره زد پیام آخر خود را
شاعر: رضا یزدانی
24 اسفند 1404 |
32 |
0
برای داغ تو ای مرد
هنوز گریه نکردم
به سوگ هم نَنِشستم
که از تو یاد گرفتم
میان جنگ، نَگِریَم...
-وگرنه بیتو شکستم-
تو قاب عکس نبودی
که کنج طاقچه عمری
پر از غبار بماند
تو رودِ در جریانی
که تا همیشه قرار است
ادامهدار بماند
دل شکستهی این خاک
به جانِ دردشناس و
غمآشنای تو گرم است
بخند مثل همیشه
که قلب خستهی ایران
به خندههای تو گرم است
به پاس خون عزیزت
نصیب دشمنت اینک
شکست پشت شکست است
به لطف غیرت مردم
در آن صفوف پریشان
هزار کشته نشسته است
غرورِ کاذب دشمن
اگر هنوز سر پاست
به زور و ضربِ رسانهاست
که غرب، غرب ریا و
که غرب، غرب دروغ و
که غرب، غرب رسانهاست
بزرگ اوست که حالا
به رخ کشیده به دنیا
شکوه باور خود را
به زیر آتش و آوار
به مشت خویش گره زد
پیام آخر خود را