بر خاک میافتیم و از پا نه، تا پای جان ما پای ایرانیم
شاعر: عاطفه جوشقانیان
27 اسفند 1404 |
33 |
0
ای باد ترسو! ادعای پوچ!
دیدی که ما طوفان ایمانیم؟
از ایستادن ها هراسی نیست
ما پرچمیم و وقف مِیدانیم
ول کن شبی سوراخ موشت را
آن ادعاهای چموشت را
برخیز و وا کن چشم و گوشَت را
رعدیم، سجیلیم، طوفانیم
پُر کردی از آتش شکم را، هان!
ای حرمله، ای شمر کودکخوار
ما سرپناه کودکانیم و
ما خیمهی شاه شهیدانیم
کوچه به کوچه سنگریم امشب
موکب به موکب باوریم امشب
رزمندگانی دیگریم امشب
افطار را هم در خیابانیم
ما را ببین هر بار و حاشا کن
امشب خیابان را تماشا کن
ای مکر شیطان! چشم خود وا کن
مکر خداییم و فراوانیم
گفتی پشیمانیم؟ اما نه..
لبریز بارانیم؟ حالا نه..
بر خاک میافتیم و از پا نه..
تا پای جان ما پای ایرانیم..