برای خاک، برای شرف، برای وطن
شاعر: مجتبی خرسندی
28 اسفند 1404 |
37 |
0
برای خاک، برای شرف، برای وطن
برای خون شهیدی که ریخت پای وطن
برای ترک، عرب، لر، بلوچ، گیلک، کرد
برای آن همه جانی که شد فدای وطن
برای «گریهی هر روز مادران شهید»
برای «حسرت بابا»ی بچههای وطن
برای «فرّخی و عشقی و نسیمِشمال»
برای هر که دلش میتپد برای وطن
برای هر که وطن را رها نکرد و نرفت
که گرد و خاک نگیرد پر قبای وطن
برای جملهی «حبُّ الوَطَن مِنَ الایمان»
چه بیش از این بنویسیم در ثنای وطن؟
برای این که بدانیم اوج خوشبختیست
که میشود ریههامان پر از هوای وطن
برای رقص جنون در میان آتشوخون
برای رد شدن از خویش در اِزای وطن
برای این که اگر خسته شد، زمین نخورد
که شانهی تو و من میشود عصای وطن
برای شاهرگ زیر تیغ رفتهی ما
اگر که خون بشود ضامن بقای وطن
برای این که اگر تنبهتن کفن بشویم
مباد بر تن ما جامهی عزای وطن