در آستان صبح ظهور ایستادهایم
شاعر: زکریا اخلاقی
02 فروردین 1405 |
28 |
0
هرچند در دل آتش داغ تو روشن است
در شاهراه فتح، چراغ تو روشن است
تو زندهای و امت تو ایستاده است
جان جهان به نور بلاغ تو روشن است
در جمع شاهدانی و بر روی ماه تو
چشم هزار لالهی باغ تو روشن است
افروختهست محفل شعر شهود را
شمعی که در رواق فراغ تو روشن است
ما جادهی مجاهده را گم نمیکنیم
آیینهها به نقش سراغ تو روشن است
در آستان صبح ظهور ایستادهایم
پیغام تو رسا و چراغ تو روشن است