گیرم مقابل تو جهان ایستاده است
شاعر: فاطمه عارف نژاد
07 فروردین 1405 |
45 |
0
در لحظهٔ طلوع، زمان ایستاده است
نبض ستاره از هیجان ایستاده است
در حیرت از شهادت دریا، به احترام
صدها هزار رود روان ایستاده است
طوفان پیر نعرهکشان میوزد ولی
رو در رویش درخت جوان ایستاده است
آن سمت سقف خاطرهای ریخت روی خاک
این سمت خانهای نگران ایستاده است
شهرِ هزار پنجره، شهرِ هزار صبح
در شرق انفجار چنان ایستاده است…
انگار صخره در دل امواج ابتلا
انگار کوه در فوران ایستاده است
در کوچههای کوچک رستمنشین ما
اسطوره با تمام توان ایستاده است
آرش هنوز پای وطن، پای زندگی
با اقتدار تیر و کمان ایستاده است
محراب را به خون خدا شسته دست کفر
حیدر ولی اذان به اذان ایستاده است
باری بجنگ، فاتح میدان فقط تویی!
گیرم مقابل تو جهان ایستاده است