کهن دیارترین خاک، باز غوغا کن
شاعر: سیده تکتم حسینی
10 فروردین 1405 |
30 |
0
کهن دیارترین خاک، باز غوغا کن
شکوه گم شدهات را دوباره پیدا کن
به آفتاب نشابور و مرو و بلخ و هرات
شب سیاه زمین را به نور احیا کن
چرا به بلخ تو امالبلاد میگویند؟
دلیل این همه تمجید چیست؟ افشا کن
قلم به سبک خراسانیات بزن در خون
به رسم و عادت گُردان حماسه بر پا کن
زمانه باز به کام من و تو میگردد
بساط شادی و عیش و طرب مهیا کن
ضماد غیرت را در بیاور از پستو
غرور زخمی این خاک را مداوا کن
هنوز بیرق نام بلند تو برپاست
اصالت کهنت را بگرد و پیدا کن
بگیر تیغ به کف؛ داستان رزمت را-
قصیده ساز قلمدان عنصریها کن
غرور تازه به دوران رسیدهها بشکن
بکوب و پشت رجزخوان این و آن تا کن
به تازیان بنویس این زمین خراسان است
به خط روشن یعقوب لیث امضا کن
بکوب بر دهن یاوه گو شکوهت را
دری به قدمت تاریخ خود بر او وا کن
قلم بگیر به دست چکامه پردازت
کلام رابعه ها را به شور انشا کن
مباد خاک قرون بر تن تو بنشیند
غبار آینههای هزاره را ها کن
تو ای زمین کهن، مادرانه درد مرا
میان راحتی بازوان خود جا کن
شب است و خواب ندارم بدون لالایی
به گوش من سخن نرم عشق نجوا کن..