تهران، دلیرِ من، تهران ‌ایران، عزیزِ ما، ایران

شاعر: اسماعیل امینی

10 فروردین 1405 | 24 | 0
غمگین نبینمت، ایران!
‌تنها نبینمت، تهران!

دردت به جانم ایرانم!
‌ایرانِ دستخوش طوفان

در ورطه‌ها نخواهی ماند
‌زیرا خداست کشتیبان

با ابر، گریه می‌بارم
‌با غصه‌های بی‌پایان

هم‌رنجِ کودکی زخمی
‌هم‌دردِ مادری نالان

آتش گرفته‌ام آتش
‌ویران نشسته‌ام، ویران

با آسمان ببین مرگ است
‌آتش به جان بزن باران

اهریمنانِ جنگ‌افروز
‌شیطان همه، همه شیطان

ایرانیان سرافرازان
‌رزمندگان سلحشوران

صف در مصافِ اهریمن
‌دل‌های روشن از ایمان

سربازهای غیرتمند
‌اسفندهای آتشدان

در غربتند و گمنامی
‌آماج خشم ناانسان

از چشم زخمِ اهریمن
‌انسان در آتش است این سان

خاکستری که ققنوس است
‌این آتشی‌ست جاویدان

غم می‌رود تو می‌مانی
‌لبخند بر لب و شادان

تهران، دلیرِ من، تهران
‌ایران، عزیزِ ما، ایران

 
 

اسماعیل امینی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.