گفتم ای همسنگران، نیروی پشتیبان رسید!

شاعر: حسن صنوبری

10 فروردین 1405 | 13 | 0
بعدِ بمبِ دشمنان، رعدی زد و باران رسید
گفتم ای همسنگران، نیروی پشتیبان رسید!

ما به امید خدا، دشمن به امید خود است
کی شود با اسب چوبین تا دژ یزدان رسید؟

ابر اگر دیدید، خوش باشید: او یک لشکر است
گر نسیم آمد، چنین گویید: یک گردان رسید

چشم ما لبریز اشک و ناگهان باران گرفت...
پس به استقبال یاران لشکر یاران رسید

با شهیدان خدا، آغاز شد این ماجرا
پس یقیناً می‌شود تا قله، تا پایان رسید

بر خیام شکّ و اردوگاه کفر و خیل جهل
وای از روزی که بانگ جبههٔ ایمان رسید 

آنهمه تکبیرها کز کودکی سر داده‌ایم 
منجنیق مرگ شد، تا لانهٔ شیطان رسید 

طعنه و رنج و جراحت بس، که از قعر تنور
دل قوی دارید -ای دریادلان- طوفان رسید
 
ناوها و‌ دیوها بگریختند از مرز ما
تا نسیمِ بادبانِ نوحِ کشتی‌بان رسید

کوچه‌های زنده از نام شهیدان، این زمان
لشکر فریادشان تا سنگر میدان رسید

از پسِ چل‌سال صبر، اینک زمان انتقام
چون زمام روزگاران، در کف انسان رسید

صلح؟ سازش؟ صبر؟ آتش‌بس؟ غرامت؟ نه عزیز!
تازه این شمشیر دست مردم ایران رسید
 

حسن صنوبری

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.