جوونمردای بندربی نظیرن
شاعر: محمدحسین انصاری نژاد
11 فروردین 1405 |
12 |
0
ده دوبیتی برای سردار شهید،
علیرضا تنگسیری
1
سر شب شروه بر لب داری ای دل
که نمنم تا سحر میباری ای دل
دوبیتی در دوبیتی داغ سردار
کجای ساحل دلواری ای دل؟
۲
میون نمنم بارون میآرن
دارن از کربلا مهمون میآرن
خبر اومه، محرم اومده باز
شهیدی رو به تنگستون میارن
۳
گمونم "ریسلی" تو راهه امشو
و با "خالو" به "چاکوتاهه" امشو*
همهش برنو به دس نخلای دلوار
تموم تنگسون خونخواهه امشو
۴
جوونمردای بندربی نظیرن
همه برنو به دوش تنگسیرن
شبا آتیش به دریامی زنن باز
می رن تا انتقامت رو بگیرن
۵
غم اون مرد زد آتیش به جونم
که میسوزه تموم استخونم
شب بارون توی نخلای دلوار
میرم تا صب همهش فایز بخونم
۶
به قربون چشای شروه خونت
یه نخلستون دوبیتی ارمغونت
چشات تو آسمون میگرده هر شو
کجایه پس ستارهی آسمونت؟!
۷
تموم سینه داغ و دردی ای دل
یه باغی از گلای زردی ای دل
بگو هر شو به دنبال ستارهت
کجای آسمون میگردی ای دل؟!
۸
کدوم غم کرده دیگرگونت ای دل
که خون میریزه از چشمونت ای دل
میگن تو بندرعباسه شهیدت
میبینم گریهی کارونت ای دل
۹
دو چشمم رو به عکس پشت میزه
به اون لبخند سردار عزیزه
دوبیتیهام تیکهتیکه ابره
میآیه بر سر خاکش بریزه
۱۰
غروب اومه، چه دلتنگی دل مو
که با ابرا هماهنگی دل مو
به چشمون تو داغ تنگسیریست
شهید چندم جنگی دل مو؟
.
.
*خالو حسین چاکوتاهی،
مبارز بزرگ جنوب و همرزم
رئیسعلی دلواری
.
.