ایران نخواهد یاوری جز پنجتن هرگز
شاعر: محمود حبیبی کسبی
11 فروردین 1405 |
48 |
0
به ملت مبعوث ایران در میدان و خیابان
از تنگهٔ هرمز بگو، از رد شدن هرگز
با هرکه خواهی صلح کن، با بیوطن هرگز
خون امام ما به ما آموخت؛ جز با تیغ
حرفی نباید گفت با پیمانشکن هرگز
از داغ آقا سوختیم، آتش به جان داریم
دیگر از آتشبس نگو با ما سخن هرگز
ما قوم سلمانیم و از نسل سلیمانی
باکی نداریم از نثار جان و تن هرگز
ای ملت مبعوث! این «اللهُ اکبر»ها
کم نیست از سجیلهای نقطهزن هرگز
از پای لانچر تا خیابان، مرد میدانیم
فرقی ندارد پیر و برنا، مرد و زن هرگز
بر پرچم ما اسم اعظم حک شده با خون
میافتد این پرچم به دست اهرمن؟ هرگز
پایین میآید آخر آیا پرچم ایران؟
جز آن زمانی که شود ما را کفن، هرگز
ای دل! «حسینِ فاطمه» آغوش وا کرده
برخیز، «عابس» شو، نمان در پیرهن هرگز
عزت در «ایران حسینی» میشود معنی
مرگ آری، اما زیر ذلت زیستن هرگز
بی برق و آب و گاز، حتی بی هوا؛ سهل است
یک لحظه اما زندگانی بی وطن؛ هرگز
صهیون گریزان است از خییرشکن؟ بدجور
ایران هراسی دارد از سنگرشکن؟ هرگز
هر قوم از اسطورههایش درس میگیرد
خائن یهودا بود، اما تهمتن هرگز
ما عشق ایرانیم، چشم اما نمیبندیم
بر روی لبنان و فلسطین و یمن هرگز
موسی جلودار است، از فرعون باکی نیست
تا راهبر داریم، بیم از راهزن هرگز
از حملهٔ تاتارِ شرق و بربرِ غربی
زخمی شد، اما خم نشد سرو کهن هرگز
از ترس استکبار زانو زد جهان، اما
جمهوری اسلامی ایران من هرگز
گر یار دشمن چار سوی عالم کفر است
ایران نخواهد یاوری جز پنجتن هرگز
مولای ما! دریاب ایران را که این ملت
یاری ندارد جز شما «یابنالحسن»! هرگز