ولی، ولی دم ایران آریایی گرم

شاعر: سعید بیابانکی

13 فروردین 1405 | 64 | 0
صدا چه بود عزیزان من، کجا را زد؟ 
خدای من نکند خانه‌ی شما را زد؟ 

پرنده‌های مهاجر به سرفه افتادند
صدا سکوت‌شکن بود، سمت ما را زد

درست ساعت املای آب بابا بود
که کوله‌پشتی دلتنگ بچه‌ها را زد

صلات ظهر صدای اذان به گریه نشست
 عجیب بود ولی خانه‌ی خدا را زد

هر آن چه را که به دستش رسید ویران کرد
غریبه را به فنا داد و آشنا را زد

شنیده بود صدا ماندگار خواهد بود
کشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد

شنیده بود دعا تیر اهل ایمان است
 درست وقت دعا خانه‌ی دعا را زد

شنیده بود گروهی به گریه مشغولند
 کمان به دست شد و مجلس عزا را زد

خلیج، زلف پریشان و موج در موج است
خبر دهید به دریا که ناخدا را زد

خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمید
هما و هانیه و زهره و ندا را زد

به روزه‌دار، به کودک، به تشنه رحم نکرد 
 علم به دوش شهیدان کربلا را زد

ولی، ولی دم ایران آریایی گرم
چرا که پنبه‌ی این قوم بی‌حیا را زد... 

سعید بیابانکی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.