هی حساب موجها از دستمان در میرود
شاعر: محمدعلی غروی
16 فروردین 1405 |
28 |
0
هرچه دولتمردها را جدّی و رُک دیدهایم
قسمت کامنتها را هم پر از جوک دیدهایم
بخشی از فرهنگ غربیها به ما وارد شده
چند صد محموله هم در پشت گمرُک دیدهایم
حرفهای «کودکِ مو زرد» خیلی رندوم است
ما فقط این چیزها را توی سُکسُک دیدهایم
باید این حیوان دستآموز را شوخی گرفت
مثل وقتیکه درون سیرک، یک فُک دیدهایم
ای بنازم؛ هوش مصنوعی چقدر اسکل شده!
گردن گردنکلفتان را چه نازُک دیدهایم!
بابت پهپاد و موشک عذرخواهی میکنیم
معذرتهای جدیدی هم تدارُک دیدهایم
هی حساب موجها از دستمان در میرود
کی؟ کجا اینقدر دریادار چابُک دیدهایم؟
دم به دم جنگنده با جنگنده روشن کردهایم
بانی این دود و دم را اوّلین پُک دیدهایم
تنگه را بستیم؛ جوری که دهانها باز ماند
نفتکشها را از آنپس، کمتحرُّک دیدهایم
میپرد برق از سر آنها و نیروگاهشان
کلّ بازار انرژی را درین شوک دیدهایم
تازه دارد داستان یک ذرّه جدّی میشود
لغزش دشمن به قعر درّه جدّی میشود