ما نمی میریم، نام دیگر ما زندگی ست!
شاعر: حسن خسروی وقار
16 فروردین 1405 |
30 |
0
مثل ققنوسی که سوی آسمان برگشته است
پیر ما از قتله گاه خود جوان برگشته است
کاروان سوگ، بی تاب قیامی تازه است
بر تن مجروح ایل امروز جان برگشته است
مرگ راه اِحتراز مرد جنگ از جنگ نیست!
از همان راهی که رفته پهلوان، برگشته است
نبض افریدونی ام در من قیامت کرده است
جرئت تغییر اوضاع جهان برگشته است
غرّش میر وطن را قلب دشمن ایستاد
بر تن شاه جهان ببر بیان برگشته است
همچو توران بیرق ایرانیان را سجده کن
بازوان کاویانی را توان برگشته است
بارها شمشیر ما تا گردن بیگانگان
جامه خونین رفته است و خون چکان برگشته است
خصم گیرم از کنام ما نهان برگشته است
بی قشون و بی لباس و بی کمان برگشته است
ما نمی میریم، نام دیگر ما زندگی ست!
مرگ از پیکار با ما نیمه جان برگشته است
آنچه را گفتند از تسلیم ما، افسانه بود!
خون نمی خوابد برادر! داستان برگشته است
لحظه ای از پا نمی افتد خروش حیدری
آن عیان از چشم ما رفته، عیان برگشته است
آفتاب مرتضایی بر جبین مجتبی ست
سیّد حقطلعت حیدرنشان برگشته است
صف کشان پشت سرش عشّاق قامت بسته اند
باز هم گلدسته را شوق اذان برگشته است
دوره ی تنهایی چشم انتظاران سر رسید!
تیغ بر کُن! لشگر صاحب زمان برگشته است