هر سو که میبینم، کران تا بیکران، مردم
شاعر: مبین اردستانی
16 فروردین 1405 |
17 |
0
فوج شهید زنده، بی نام و نشان؛ مردم
بنیان مرصوصاند صف در صف عیان مردم
تا چشم میبیند خیابان معبر نور است
هر سو روان، هر سو روان، هر سو روان، مردم
رود خروشانی در آغوش خیابان است
هر سو که میبینم، کران تا بیکران، مردم
منظومهای غرق ستاره هر طرف جاریست
رخشنده و زیباتر از هر کهکشان مردم
فوج ملائک در صف خاک قدمهاشان...
هستند نور چشم اهل آسمان مردم
آیینهدار غیرت بشکوهشان کوه است
کوهی که دارد در جگر آتشفشان؛ مردم
آری جنود عشق و سرداران امّیدند
فرماندهان لشکر صاحبزمان؛ مردم
درس شرف نزد یل امالبنین خواندند
گُردان عشقافروز روز امتحان؛ مردم
از دشمن ایران اماننامه نمیخواهند
دارند از صاحبزمان خطّ امان، مردم