اینک تویی و جنگ! ببینم چه کاره‌ای

شاعر: میلاد حبیبی

16 فروردین 1405 | 25 | 0
این غزل را از جانب من برسانید به دست آن شاعرانی که باید!


ای سر که گرم قافیه و استعاره‌ای
اینک تویی و جنگ! ببینم چه کاره‌ای

اینک رجز بخوان که سرودن پس از نبرد
رختی‌ست بعد عید، به بام مناره‌ای

عنوان «شاعری» به غزلباف بی‌وطن
زرباف‌جامه‌ایست تن بدقواره‌ای

با نقص نیز، حرمت این خاک واجب است
واجب چنان که حرمت قران پاره‌ای

من سر به راه عشقم و در بند امر او
از من به سر دویدن و از او اشاره‌ای

آنکس که سوخت با سر بر نیزه‌ی حسین
سر خم نمی‌کند به یزید دوباره‌ای
::
ای بی‌هنر‌، به هلهله‌‌ی اینکت مبال
فردا تویی و لهلهه‌ی جشنواره‌ای 

میلاد حبیبی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.