فدای سوختنت خاک من، فدای تنت

شاعر: پانته آ صفایی بروجنی

17 فروردین 1405 | 25 | 0
نشسته‌ام به تماشای شعله‌ور شدنت
فدای سوختنت خاک من، فدای تنت

فدای این همه بغضی که در گلو داری
فدای این همه داغ نشسته بر بدنت

هزار باغ گل از صدهزار جای جهان
فدای خنده‌ی یک غنچه گوشه‌ی چمنت

چه طور چشم به چشمت بدوزم ای همه اشک!
که بسته‌ای لب و در خون نشسته پیرهنت

غمت به جانم و دردت به سینه‌ام مادر!
سفید شد سرم از فکر باغ یاسمنت

حصار دامنه‌های تو استخوان‌هایم
که باد دست نیازد به دشت یا دمنت
::
طمع مدار که بالا بگیرمت ای سر!
اگر به خاک نیفتی به خاطر وطنت

پانته آ صفایی بروجنی

  • متولد:
  • محل تولد: بروجن
  • مهندسی مکانیک و دانشجوی كارشناسی ارشد ادبیات
  • خوش به حال آهوها
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.