آه! ای فلات روشن من! ای بهشت خاک!
شاعر: عبدالجبار کاکایی
30 فروردین 1405 |
6 |
0
ای راز سربلندی ما در صدای تو
طوفان نهفته در صدف آبهای تو
البرز قد کشیده به خورشید بیغروب
تا بیکران دامنۀ دشتهای تو
معمار قصر عشق در آرامش زمین
رویای دیرسال بهاران هوای تو
بگذار تا به خواب روم مثل یک صدف
در حفرۀ عمیقترین زخمهای تو
آه! ای فلات روشن من! ای بهشت خاک!
سر مینهم چو لالۀ عاشق به پای تو
ایران من! به روشنی روزها بخوان
پایندهای و خون شهیدان بهای تو