ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!

شاعر: سعید مبشر

09 اردیبهشت 1405 | 9 | 0
ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!
بادا که روزهای فراوانی
سرگرم با قدم‌زدنت باشم
از قهوه‌خانه‌های دل‌‌انگیزت
تا کافه‌های آینه‌آویزت
با چای و قهوه هم‌سخنت باشم

ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!
از روی پُل چه حس خوشی دارد
شب‌های بی‌غروبِ تو را دیدن
بعد از چقدر دوری و دلتنگی 
در باجه‌ی بلیط‌‌فروشی‌ها
پایانه‌ی جنوبِ تو را دیدن

ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!
جنگنده‌های لاشخور این شب‌ها
از بوی دود و شعله پُرَت کردند
پهپادهای خائن و آلوده
وقتی که خواب بودی و آسوده 
همراه کودکان تِرُورَت کردند

من ایستاده پشت پدافندت
با ‌تکه‌سنگ‌‌های دماوندت
تصمیم داشتم سپرت باشم
فریاد انفجار که می‌آمد
با پاره‌های پیرهنم شاید
مرهم به زخم بال و پرت باشم

ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!
بادا که بوسه‌های فراوانی
در کوچه‌هات ردّ و بدل گردد
بادا که خانه‌های تو از شادی
تجریش و راه‌آهن و آزادی
ابیات باشکوه غزل گردد

محکم بمان که حضرت فردوسی
فصلی به شاهنامه بیفزاید 
در وصف پهلوانیِ شیرانت
ای شهر دوست‌داشتنی! تهران!
ای مهد مهربان جوانمردان!
محکم بمان به حرمت ایرانت

سعید مبشر

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.