تو جانفدای ما شدی بانو، ای ما فدای مجتبای تو!
شاعر: الهام صفالو
21 اردیبهشت 1405 |
8 |
0
به یاد بانوی شهید زهرا حداد عادل (عروس امام شهیدمون)
عکسی ندارم از تو در ذهنم ، از اشکها یا خنده های تو
هی خطخطی کردم که بنویسم شعر بلندی در رثای تو
چشمان تو آبی است یا مشکی ؟
حتی همین را هم نمیدانم !
چشمان من اما چه بارانی است این روزها بانو برای تو
شاگردهایت عاشقت بودند، گفتند خیلی مهربان بودی
ایران شده حالا کلاسی که در آن طنین دارد صدای تو
بم ... دوربین ... آوار ... نامت گم، در حال ثبت رنج این مردم
پیداست در هر گوشهی این خاک مانند باران ردپای تو
گفتند لندن بچه هایت را ... خم هم به ابرویت نیاوردی
تو در سلوک دیگری بودی، یک مرد آمد پا به پای تو
مردی که حالا بار سنگینی بر دوش دارد بی تو دلتنگ است
همچون علمداریست در میدان، در سایهی امن دعای تو
او ایستاده در صف غزه، با درد لبنان، با غم ایران
ای کاش در این روزهای سخت خالی نبود این گونه جای تو
امشب دوباره روضهی زهراست ، مادر میان شعله میسوزد
طفلان تو آهسته میگریند ، کو پیکری تا در عزای تو ...
لطفا از آن بالا دعامان کن، ما را که اینجا در خیابانیم
تو جانفدای ما شدی بانو، ای ما فدای مجتبای تو!
عکسی ندارم از تو در ذهنم، شعری نگفتم، خط خطی کردم
چون مردهای که آرزو دارد تنها دمی را در هوای تو ...