ای زن که اسم کوچکت ایران است!
شاعر: جعفر عباسی
26 اردیبهشت 1405 |
17 |
1
ای زن که ابروان تو یک تک بیت
با خطِّ خوش، طلیعه ی دیوانی ست
چون نقشه و نگار کمال الملک
ملک تو در کمال درخشانی است
ای زن تمدن است لباس تو
از لحظه حماسه، فراونی
گاهی معلمِ ادبیاتی
گاهی مرادِ حلقه عرفانی
خوش ذوقی ات زبانزدِ هر دیوان
شیرین زبانِ انجمنِ دل ها!
ای خاک پات محفل مشتاقان
ای پایتخت دل، وطنِ دل ها
ای عطر گیسوانه ایرانی
در حال انتشار شرف هستی
در پهنه کدورت بی پهنا
با مشتی از غبار طرف هستی
خوش باش تا که سعدی و فردوسی
هر صبح و شام، هم سخنت هستند
این چارپاره های خراسانی
خوش باش، پاره های تنت هستند!
ما مایلیم از تو سرودن را
این کار اگر چه کار شهیدان است
ما عاشقیم از تو نوشتن را
ای زن که اسم کوچکت ایران است!