پارسال از دم این روضه فقط رد شده بود

شاعر: مهدی جهاندار

05 تیر 1405 | 9 | 0
اوّلش عاشق آن موی مجعّد شده بود
دم در، عکس تو را عاشق بی‌حد شده بود

شب دوم که قدم توی حسینیّه گذاشت
محوِ آن پرچم و گلدسته و گنبد شده بود

شب سوم به حجابش کسی ایراد گرفت
گریه‌ها کرد به قدری که زبانزد شده بود

شب چارم شب حُر بود و کمی دیر آمد
شب حُر بود و گمانم که مردّد شده بود!

شب پنجم‌ششم آهسته قدم برمی‌داشت
کم‌کمک جاده برایش خودِ مقصد شده بود

شب هفتم چه کسی روضه‌ی اصغر می‌خواند
که دلش با نوه‌ی فاطمه هم‌قد شده بود

أشبهُ النّاسیِ اکبر به پیمبر غوغاست
شب هشتم ز مریدان محمّد شده بود

شب عباس، شب آب، شب جان دادن
گوییا زندگی آغازِ مجدّد شده بود

ناگهان تا به خود آمد شب عاشورا شد
وارد دسته‌ای آشفته و ممتد شده بود

"امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
عصر فردا..." چه کند؟ روضه مشدّد شده بود

شب آخر، شب زینب، شب زهرا، شب قدر
شب آخر همه‌ی آنچه که باید شده بود

شب آتش زدن چادر اطفال حسین
گره روسری‌اش را چه مقیّد شده بود

اینکه امسال برای تو به سر می‌کوبد
پارسال از دم این روضه فقط رد شده بود

کربلایی شدن امضای کسی را می‌خواست
سحر یازدهم راهی مشهد شده بود

مهدی جهاندار

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.