در مرز عشق وحدت ساحات ممکن است

شاعر: احسان کاوه

30 مهر 1405 | 29 | 0
ای نغمه عراق! نهیبی به‌من بزن
‎طبل رهایی از قفس خویشتن بزن

‎ای جان بیا! جماعت عشاق راهی‌اند
‎رود فرات، آب حیاتست، تن بزن

‎نقشی نبسته از قلمم جز سیاه مشق
‎خطی شکسته، بر ورق زیستن بزن

‎نقش نگین عمر مرا یاعلی بگو
‎بر این رکاب، سنگ عقیق یمن بزن

‎قلب مرا مسافر دریای سرخ کن
‎تا قبله حجاز پلی از عدن بزن

‎ سبز است از تو شاخه زیتون زندگی 
‎عشق‌است سیب قرمز لبنان، دهن بزن

‎آبی و سرخ باش؛ ولی رنگ آبرو
‎بر خویش، مثل هرمزِ خونین‌کفن، بزن

‎مغرور باش غزه بمان و غیور باش
‎پاکیزه باش و چاک بر این پیرهن بزن

‎حیف‌است ساحلی که به چنگ زباله‌هاست
‎پیوسته موج بر سر مشت لجن بزن
 
‎ایران من! مطنطن مطلوب من! وطن!
‎نقش تهمتنی به دل مرد و‌ زن بزن

‎ای مادر نجیب! شکیبا! رها! غریب!
‎آهی بکش، به سلسله بی‌وطن بزن

‎ در مرز عشق وحدت ساحات ممکن است
‎ آتش به کاخ  کثرت شیطان بزن بزن
 
‎ای روح قدس، جسم‌مرا در بغل بگیر 
‎از مسجدالحرام دم از پر زدن بزن

‎با سیزده ستاره دلم قرص و روشن است
‎با نور یک ستاره دیگر مبرهن است... 

احسان کاوه

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.