به خدا زود می روم نزنید

15 آبان 1397 | 2544 | 2
از صفای ضریح دم نزنید
حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است
روضه كه هیچ سینه هم نزنید

كربلا رفته ها كنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان
به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد كه نا مردان
تازیانه به مادرم نزنید

*
غربت ما بدون خاتمه است
مادر ما همیشه فاطمه است
*

كاش درهای صحن وا بشود
شوق در سینه ها به پا بشود

كاش با دست حضرت مهدی
این حرم نیز با صفا بشود

كاش با نغمه حسین حسین
این حرم مثل كربلا بشود

در كنار مزار ام بنین
طرحی ازعلقمه بنا بشود

پس بسازیم پنجره فولاد
عقده هامان تمام وا بشود

چارتا گنبد طلایی رنگ
چارتا مشهد الرضا بشود

*
این بقیعی كه این چنین خاكی است
رشك پروانه های افلاكی است
*

در هوایش ستاره می سوزد
سینه با هر نظاره می سوزد

هشت شوال آسمان لرزید
دید صحن و مناره می سوزد

بارگاه بقیع ویران شد
دل بی راه و چاره می سوزد

این حرم مثل چادر زهراست
كه در اینجا دوباره می سوزد

این حرم مثل خیمه ی زینب
كه در اوج شراره می سوزد

سالها بعد قدری آن سو تر
چند قرآن پاره می سوزد

مجید تال

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 9 رای

نظرات

بی.نام.بی.نشان
24 آبان 1397 08:32 ب.ظ
بسیار عالی، موزون، متناسب، دلنشین، پر احساس، با صفا، هماهنگ، پر سوز، رقیق

نفستان گرم و چشمه ذوقتان جاری باد.

صابری
15 آبان 1397 10:39 ب.ظ
شب شهادت امام مجتبی خواندم و اشک ریختم.بسیار عالی التماس دعا

نام

ایمیل