از جنس صفین است شور نهروانش

شاعر: رضا خورشیدی فرد

20 آبان 1392 | 2098 | 2

باران ندارد ابرهای آسمانش
باران نه اما چشم های مهربانش...

می خواست در سینه غمش پنهان بماند
نگذاشت اما گریه های بی امانش

دارد نفس های خودش را می شمارد
با هر قدم پشت سر آرام جانش

او می رود دامن کشان آرام آرام
مولای ما می ماند و داغ جوانش

چندین ستاره منتظر تا بازگردد
تا باز هم باشند محو کهکشانش

روی لب شمشیر او بانگ تفرّوا
از جنس صفین است شور نهروانش

آیا شنیدید إبن ملجم های کوفه
فزت و ربّ الکربلا را از زبانش؟

پاشید از هم چون اناری دانه دانه
در لحظه ی سرخ غروب بی کرانش

تأثیر آن دیدار آخر خوب پیداست
از عطر سیبی که می آید از دهانش

عمرش شبیه یک نماز صبح کوتاه
آمد سلام آخرش روی لبانش

پایان ابیات من و وقت نماز است
فرصت نشد دیگر بگویم از اذانش

رضا خورشیدی فرد

  • متولد:
  • محل تولد:


نظرات

يوسف رحيمي
05 دی 1391 01:21 ب.ظ
پايان بسيار زيبايي داشت


پایان ابیات من و وقت نماز است
فرصت نشد دیگر بگویم از اذانش

طيب الله

ایزانلو
02 آذر 1391 11:17 ب.ظ
سلام آقای خورشیدی
کار زیبایی است
امیدوارم از این به بعد کارهای زیباتونو اینجا بخونم

نام

ایمیل