باز هم اول مهر آمده بود

شاعر: قیصر امین پور

01 مهر 1393 | 10086 | 6

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم ها را می خواند.

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر.

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر.

اکبر لیلا زاد...

پاسخش را کسی از جمع نداد.

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لاله ی سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید

شانه هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

گل فریاد شکفت!

همه پاسخ دادیم:

حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم

قیصر امین پور

  • متولد: (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ - درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶)
  • محل تولد: گتوند
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.59 با 70 رای


نظرات

فتانه فلاح
07 مهر 1400 02:13 ب.ظ
فتانه فلاح
همیشه عاشق این شعر بودم و هنوزم با خواندن این شعر اشک تو چشمام جمع میشه.. تمام شعرهای قیصر امین پور عالی هستن.. روحش شاد یادش گرامی...

علی
29 مرداد 1400 12:13 ب.ظ
سلام بر همه ی خوانندگان
بعد از حدود ۲۰ سال به مفهوم این ابیات از جانب شاعر پی بردم
منظور از اصغر پورحسین ، حضرت علی اصغر ،پسر کوچک امام حسین(علیه السلام)هست
منظور از قاسم هاشمیان، حضرت قاسم ابن الحسن(ع) از تبار هاشمیان هست
و منظور از اکبر لیلازاد ، حضرت علی اکبر ، پسر ارشد امام حسین (علیه السلام)هست .

این قسمت از شهر برای زمانی هست که حضرت علی اکبر (ع) به عنوان اولین فرد از بنی هاشم به میدان جنگ رفته و اولین شهید از تبار بنی هاشم می شوند
یاد و نام قیصر امین پور به خیر

رضا مهدی زاده
01 مهر 1393 08:17 ب.ظ
چقدر دلنشینه این شعر

واقعا بی نظیره

فکر می کنم "لحظه ای بعد" اشتباها "لحظه ای بود" تایپ شده.

سیده فاطمه شیخ الاسلام
13 مهر 1392 10:20 ق.ظ
سلام بر قیصر عزیز

باز هم اول مهر آمد
و باز قیصر
ما را لیلازاد خواند

سپاس از حسن انتخابتون

ف یوسفی
12 مهر 1392 03:02 ب.ظ
بازهم مثل همیشه...
ز دل برآمده های امین پور جایی برای حرفی باقی نمی گذارد.

رويا پاكيزه
04 مهر 1392 08:28 ق.ظ
سلام ممنون از حسن انتخاب شما...

روح قيصر عزيز شاد و آرام ....