خودمانيـم، بگـو اين همه ترديد چرا؟

شاعر: قیصر امین پور

27 فروردین 1391 | 5258 | 0
سايه ی سنگ بر آيینـــه ی  خــــورشيد چرا؟
خودمانيـــــم، بگـــو اين همه ترديـــــد چرا؟

نيست چون چشم مرا تاب دمى خيره شدن
طعن و ترديـد به سرچشمه ی خورشيد چرا؟

طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خنـــــديد چرا؟ آن که نخنـــــديد چرا؟

طالـــــع تيـــــره ام از روز ازل روشن بــــــود
فــال کولـــــى به کفـم خط خطــــا ديـد چرا؟

من که دريـــــا دريـــــا غـــرق کف دستم بود
حـــاليــا حسرت يک قطـــره که خشکيد چرا؟

گفتم اين عيـــــــد به ديــــدار خودم هم بروم
دلــــم از ديـــدن اين آينـــــــه ترسيد چـــــرا؟

آمـــــدم يک دم مهمــــــان دل خــــــود باشم
ناگهـــــان سوگ شد اين سور شب عيد چرا؟  

قیصر امین پور

  • متولد: (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ - درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶)
  • محل تولد: گتوند
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.45 با 11 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.