حالا که فاطمیه دل عید را شکست...

شاعر: سیده تکتم حسینی

02 فروردین 1394 | 3948 | 9

وقتی بهار می رسد و شور و حال نیست

یعنی که در نظام زمین اعتدال نیست

بلبل کجاست تا به کلاغان خبر دهد

روح بهار تشنه ی این قیل و قال نیست

حالا که فاطمیه دل عید را شکست

دیگر برای خنده ی گلها مجال نیست

غم دامن ملائکه را هم گرفته است -

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

آه ای بهار خسته که از راه می رسی

آیا دلت شکسته تر از پارسال نیست؟

 

سیده تکتم حسینی


نظرات

بهار ایمانی راد
16 اردیبهشت 1393 12:49 ق.ظ
به به

هانیه میرزاعلی
30 فروردین 1393 12:45 ب.ظ
با سلام و احترام

زمین هم اعتدالش را نهاده
در آن روزی که یاسی اوفتاده


بسیار زیبا بود.
موفق باشید.

سیده تکتم حسینی
23 فروردین 1393 02:17 ق.ظ
سلام و ارادت
ممنونم از لطف نگاهنون...

محسن نورپور
09 فروردین 1393 01:33 ق.ظ
خیلی خوب بود
بیت دوم رو خیلی پسندیدم
موفق باشید

عادله ابراهیمی
23 اسفند 1392 09:33 ب.ظ
سیده تکتم عزیزم
خیلی خوب بود

چه عنایتی به تو دارند ...
خوشا به احوالت

انسیه سادات هاشمی
23 اسفند 1392 07:56 ق.ظ
سلام
آه ای بهار خسته که از راه می رسی
آیا دلت شکسته تر از پارسال نیست؟
خیلی خوب بود

سیدعلیرضا جعفری
21 اسفند 1392 06:17 ب.ظ
سلام خانم حسینی
واقعن شعر خیلی خوبی بود
به نظرم بهترین کاری بود که تا حالا درباره ی بهار فاطمی خوندم
آغاز و پایان عالی داره
تضمین خیلی خوب که جا افتاده
انسجام وحدت عمودی و افقی خیلی خوبی داره
خلاصه بیسته بیسته
بهتون حسودیم یشه
کاش من میگفتمش
قبول باشه
ممنون

سیده فاطمه شیخ الاسلام
21 اسفند 1392 02:20 ب.ظ
سلام

"بلبل کجاست تا به کلاغان خبر دهد
روح بهار تشنه ی این قیل و قال نیست"

چه پایان بندی زیبایی.
خیلی زیباست. مثل همیشه.

سربلند باشید.

زهرا جودکی
20 اسفند 1392 10:49 ب.ظ
آه ای بهار خسته که از راه می رسی
آیا دلت شکسته تر از پارسال نیست ...

و این بغض که خیمه زده در گلوی من ... خوش به حالت ...

نام

ایمیل