با عشق، قفل هر چه درِ بسته را گشود

شاعر: عباس احمدی

07 اردیبهشت 1391 | 2054 | 0
عاشق شد و برای خودش یک کفن سرود
شاعر که تا سه ثانیه ی پیش، زنده بود

شاعر، که تا سه ثانیه ی قبل، مثل ما
شاعر که تا سه ثانیه ی بعد مثل رود...

چشمان او سفید شد و جاده ها سفید
دستان او کبود شد و آسمان، کبود

رختی نداشت تا که ببندد از این جهان
کفشی نداشت بگذرد از عالم وجود

چیزی نداشت، جز چمدانی پر از کلید
با عشق، قفل هر چه درِ بسته را گشود

کوچید در سپیده دم آخرین سفر
با آخرین قطار بدون صدا و دود

شاعر شبیه شعر خودش شد، ولی چه دیر
جان داد پای این غزل خود، ولی چه زود

این شعر را که می شنوید او سروده است
شاعر، که تا سه ثانیه ی پیش زنده بود

عباس احمدی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.