دعا نخواست به گوش فرشتگان برسد
دعا نخواست که دستش به آسمان برسد
دعا پياده به سمت خدا به راه افتاد،
و خواست تا به اجابت قدم زنان برسد!
سپس به گوش خدا گفت آنچه من گفتم
بدون اينکه صدايي به اين و آن برسد
خدا به گوش دعا گفت:«صبر کن، بنشين،
کنار پنجره تا موقع اذان برسد»
نشست و جلوه ي خورشيد را تماشا کرد
گذاشت سرخ شود، فصل زعفران برسد!
::
هنوز منتظرم تا دعا قبول شود
و دور جام اجابت به تشنگان برسد
چه غنچه ها که شکفتند و دست باد نخواست
که عطرشان به حکايات بوستان برسد
::
من آن حرير قلمکار آرزومندم
که دوست داشت به بازار اصفهان برسد!