اما درهای بسته امیدوارترند...

شاعر: سید جعفر میرهاشمی

24 مرداد 1393 | 3423 | 0
این آخرین نامه
از آخرین کسی است
که برای تو می نویسد
نمی گویم به شهر ما بیا
که حتی سایه های درختان سبزند
و زیستن روان تر از آب
سرایت کرده به سنگ
اما هستند، درختانی که
طبق عادت
شکوفه نمی کنند
نمی گویم
ماشین های شهرم 
هر صبح
روشن می شوند
که اولین مسافر، تو باشی
نه
حتی کم اند اتوبوس های صدتومانی
که آزادی را به دماوند می آورند
و از این همه مسافر
که از دهان مترو بیرون می زنند
یکی شان تو نیستی
یکی شان بهار نیست.
نمی گویم
درها
به امید دیدارت باز می شوند
اما درهای بسته امیدوارترند
همین چند خبر کافی ست
تا هوای شهرم را داشته باشی

سید جعفر میرهاشمی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 2.2 با 5 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.