(آرشیو پدیدآورنده حسین دارند)

دفتر شعر

تصویر یک شجاعت بی دست می کشید


دستی که طرح چشم تو را مست می کشید
صد آسمان ستاره از این دست می کشید

بُرد بلند شرقی پیشانی ات به روز
خورشید را به کوچه ی بن بست می کشید

دست هزار عاطفه در کارگاه عشق
هر جلوه را به نام تو دربست می کشید

عاشق ترین، قشنگ ترین، با وفا ترین
انگار هرچه درخور عشق است می کشید

اما... کنار علقمه دستان روزگار
تصویر یک شجاعت بی دست می کشید

مشک پر آب، چشم مرا ریخت بر زمین
تیری که خصم خونی بدمست می کشید

خون می گرفت صورت عباس و او، هنوز
شرمنده کز برادر خود دست می کشید

 



01 آبان 1394 1128 0