اشعار احسان افشاری
از چهره افروخته شمعی داری
پیداست بنای قلع و قمعی داری
با هر کس و ناکسی نشستی جز من
زیبایی منحصر به جمعی داری
6501
2
4.25
آن عشق که یافت انعکاسی در من
توام شده است با هراسی در من
با چتر به سمت خانه برمی گردد
هر روز غریب ناشناسی در من
3064
0
3.6