اشعار سید محمدرضا یعقوبی آل


دلا خالی از استغاثه مباش در اوج رثا بی حماسه مباش / سید محمدرضا یعقوبی آل


به سینه دلم دست و پا می‌زند
امام زمان را صدا می‌زند

بیا هم‌نوا با امام زمان
«مِنَ المؤمنینَ رجالٌ» بخوان

شهادت به توفیق عظما رسید
به فیض ملاقات آقا رسید

اگر رفت آقا خدایش که هست
به گوش دل ما صدایش که هست

دلا خالی از استغاثه مباش
در اوج رثا بی حماسه مباش

مبادا فقط آه و زاری کنیم
نباید فقط سوگواری کنیم

اگر رهبرم رفت راهش که هست
مرامش، ندایش، نگاهش که هست

فروریخت خون دل از چشم‌ ما
فروزان شده آتش خشم ما

ببایست صبر از خدا خواستن 
به خون‌خواهی او به‌پا خاستن

الا ای سپاه امام زمان
«اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم» بمان

بگیر از کف کافران حربه را
بزن با تمام قوا ضربه را

که شرط ولایت قوی ماندن است
به هر عرصه‌ای معنوی ماندن است

بزن تا بگیرند دائم عزا
بدان «لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى»

به حکم «لَکُم فِی القِصَاصِ حَيَاة»
بزن برق‌‌آسا چنان «عادیات»

به‌پا کن قیامت در این واقعه
نظر کن به آیات «القارعه»

حذر کن از این قوم پیمان‌شکن
بزن ضربتی سخت دندان‌شکن

بزن سیلی آن‌گونه بر کفر و شر
که از جای خود برنخیزد دگر

به حیفا بکُش آن‌همه دیو را
بزن شخم شهر تل‌آویو را

مبادا دگر خواب راحت کنند
مگر که به گور استراحت کنند..

«فَإِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا» بخوان
پِیِ نصر، آیات «اسری» بخوان

نشان ده شدیداً «اولی بَأس» را
بزن از سران ستم رأس را

می‌آییم با پرچم کربلا
«بَعَثنَا عَلَيكُم عِبَاداً لَنا»

به حکم «فَجَاسُوا خِلالَ الدِّيار»
می‌آییم با تکیه بر ذوالفقار

«چه خوش گفت فردوسی پاکزاد..
چو ایران نباشد تن من مباد»

که این سرزمین کشور حیدر است
دعای رضا پشت این کشور است

«وَ اُملی لَهُم إِنَّ كَيدی مَتين»
«وَ لَن يَجعَلَ اللَّهُ لِلكافرين»

«عَلَى المؤمنينَ سَبيلًا» بخوان
«وَ سَبِّحهُ لَيلًا طَويلًا» بخوان

ز محراب تا حرب آماده باش
و از شرق تا غرب آماده باش

توکل به «اِن تَنصُروا اللَّه» کن
توسل به حیدر در این راه کن

نترسیم از سیل تهدیدها
نماندیم در بند تردیدها

که برگ برنده‌ست قرآن ما
سلاحی برنده‌ست ایمان ما

نه عجز و نه تسلیم و نه التماس
کجا کوه از باد دارد هراس؟

اگر کوه، آتشفشانیم ما
اگر ابر، تندرنشانیم ما

بگویید با سامری‌های گاو
به فرعونیان نشسته به ناو

شما نیز گردید آخر غریق 
شما نیز «ذوقوا عَذابَ الحَریق»

به فضل خدا عزم ما محکم است 
اباالفضل حامی این پرچم است

فقط با یدالله در بیعتیم
علی را که داریم ابرقدرتیم

به هر صبح و شام و طلوع و غروب
به ذکر علی «تَطمَئِنُّ القُلوب»

زمین می‌رود آسمانی شود
زمان با تو صاحب‌زمانی شود

همه بشنویم از صغیر و کبیر
امیری حسینٌ و نعم الامیر
 
62 2

سعی دارم که در این حج به صفایی برسم / سید محمدرضا یعقوبی آل

حق وصف علی را به پیمبر گوید
جبریل به انبیا مکرر گوید
دانید کدام خودستایی حسن است؟
آنجا که رسول مدح حیدر گوید

::

میروم تا به خود آیم به منایی برسم
سعی دارم که در این حج به صفایی برسم

قلبم از جوشش لبیک لبالب شده است
تا به وادی اجابت به دعایی برسم

میروم بشنوم از دوست که "فاخلع نعلیک"
طی این راه به وادی "طوا"یی برسم

شوق شش گوشه به آتش بکشد دلها را
سوختم تا که به مصباح"هدایی" برسم

"آه" من ترجمه ای از "نفس المهموم" است
همدم آه شدم تا به نوایی برسم

کاش در راه حرم لایق دیدارشوم
"لن ترانی" نشنیده به لقایی برسم

هر قدم سوی حرم "سیرالی الله" من است
غیر از این راه بعید است به جایی برسم

کاش در سیر مسیر سفر اکسیر شوم
شاید از خاک به ایوان طلایی برسم

کاش هرجا بروم همدم جابر باشم
کاش همراه عطیه به عطایی برسم

کاش با رنگ خدا از همه سبقت گیرم
با "حبیب ابن مظاهر" به حنایی برسم

آه ای دل "بذل مهجته فیک" بخوان
باید از خوان زیارت به نوایی برسم

3255 0 3.94