اشعار وحید اشجع
جنگ با اینکه چیز خوبی نیست
گرچه ویرانگر است و جانکاه است
گاهی اوقات، بهترین تصمیم
گاهی اوقات، بهترین راه است
کارد وقتی به استخوان برسد
بدترین کار، خویشتن داریست
باید از غم به جنگِ غمها رفت
چاره گاهی میان ناچاریست
مثل آن غنچهای نباید بود،
که سر از دست باد خم کردهست
ماندگار است آن بهاری که
دست پاییز را قلم کردهست
زخم خوردن بد است و بدتر از آن
تن به آزارِ زخم دادنهاست
سر سپردن به ظلم زیبا نیست
که قشنگی به ایستادنهاست
گرچه عهدی که بستهایم این است
که در این غصهها ستم نکنیم
ما قسمخوردهایم سرها را،
در ستمهای غصه خم نکنیم
دستیابی به قلّه آسان نیست
باید افتاد در مسیر صعود
قلّه وقتی به دست میآید
که بجنگیم با تمام وجود
31
0