اشعار یوسفعلی میرشکاک


نک حسین ابن علی آنک سیاووش از شماست / یوسفعلی میرشکاک

*تقدیم به جنگاوران وطنم  که بر جان خود چارتکبیر زده‌اند* : 

می کشند از چارسوی خاک لشکر سویتان
غوطه در خون جگر خواهد زدن پهلویتان

همچو ماهی آبتان از خون دل خواهد شدن
خاکتان از خون خصم و خویش گل خواهد شدن

آه ای سهراب های من! گروه کشتگان!
ای فلک فرساسرشتان! ای بهشت آغشتگان!

در چمن گرم خرام خویشتن گر نیستید
بنگزید ای نازنینان! کشتگان کیستید؟!

می کشند آری شما را گرم در خون می کشند
از رحم، از گور، از گهواره بیرون می کشند

خصم اگر در آب و گل گهواره جنبان شماست
چون به جان و دل رسد دیوار زندان شماست

یادگار بوترابید ای تهمتن زادگان!
فتنهء پا در رکابید ای تهمتن زادگان!

از شما می خواستیم آرایش این خانه را
دور از درگاهتان نامردم بیگانه را

واپسین داو جهان است اینکه با جان شماست
بام هفتم آسمان آغاز پایان شماست

چند دیوان ریاست جوی را دل باختن
تیغ خود را با دم بیگانه برخود آختن

جرمتان اینست کآشوب جهان از آسیاست
‌و آسیا میراث دیرین نیاکان شماست

ای دژ دین نیاکان ای جوانان عجم!
یادگار خون پاکان ای جوانان عجم!

آسیا از شش جهت آتش در آغوش از شماست 
نک حسین ابن علی آنک سیاووش از شماست
 
28 0

باده وحدت و خم خانه ی کثرت زهراست / یوسفعلی میرشکاک


واپسین موقف معراج حقیقت زهراست
سر توحید در آیینه غیرت زهراست

روح آدم ، شرف خاتم ، دردانه‌ی غیب
ذات عصمت ، نفس صبح قیامت زهراست

مصدر واجب و ممکن ز ازل تا به ابد
باده وحدت و خم خانه ی کثرت زهراست

خشم و خشنودی حق، غایت پاداش و جزا
رایت رحمت و تمهید شفاعت زهراست

به عبادت نرسد عادت دینداری ما
گر ندانیم که معیار عبادت زهراست

منشأ بود و نبود، آینه‌پرداز وجود
وحدت غیب و شهودِ احدیت زهراست

در نمازی که وضویش بود از خون جگر
قبله‌ی باطن اربابِ طریقت زهراست

نه همین ام ابیهاست به تقدیم وجود
شخص روح‌القدس و شأن ولایت زهراست

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
سرّ سرمستیِ هفتاد و دو ملت زهراست

غایت سیر وجود است رسیدن به علی
غایت سیر علی هم چو بدایت زهراست

 

2969 1 3.43

یگانه بینی اگر هست بی گمان زهراست / یوسفعلی میرشکاک


جهانیان همه نقش اند و نقش جان زهراست
جهان سراب فنا جان جاودان زهراست

نشان مجو ز مزار حقیقت ازلی
چرا که در دو جهان شان بی نشان زهراست

ز خاک تیره نشان خدا چه می جویی
برون ز وهم تو وین تیره خاکدان زهراست

به خاندان محمد که عین توحیدند
چو نیک درنگری راز خاندان زهراست

قسم که جان محمد که ذات پاک علی ست
بهشت آینه ی باغ بی خزان زهراست

یگانگی ست اساس وجود غیب و شهود
یگانه بینی اگر هست بی گمان زهراست

یگانه بینِ یگانه ست آفریننده
یگانه ای که طلب می کنی همان زهراست

ظهور مطلق انسان کامل است علی
ولی به جان علی شاه لامکان زهراست
2262 0 4.91

مگر آن سو تر است از اين تمدن روستای تو؟ / یوسفعلی میرشکاک

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو
ببين باقی است روی لحظه هايم جای پای تو

اگر مؤمن اگر کافر به دنبال تو می گردم
چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو



صدايم از تو خواهد بود اگر برگردي ای موعود
پر از داغ شقايق هاست آوازم برای تو

تو را من با تمام انتظارم جستجو كردم
كدامين جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟

نشان خانه ات را از تمام شهر پرسيدم
مگر آن سو تر است از اين تمدن روستای تو؟
 

 

 

............

با حذف یک بیت

6322 0 4.55

روزگار ماتم شد... / یوسفعلی میرشکاک


خاک شعله‌پوش آمد
چرخ در خروش آمد
آسمان به جوش آمد
کشته اسم اعظم شد
2902 0 3.25

خیز و جامه نیلی کن... / یوسفعلی میرشکاک


دور عاشقان آمد
نوبت محرم شد....

3898 0 3.29