تا چند نشینیم به پشت در بسته

شاعر: علیرضا قزوه

17 اردیبهشت 1391 | 6432 | 1
تا چند نشینیم به پشت در بسته
وقتی که غزل نیست شفای دل خسته

ماندیم چه دلگیر و گذشتند چه دلسوز
آن سینه زنان حرمش دسته به دسته

می گریم و می دانم از این کوچه ی بن بست
راهی است به سر منزلِ دل های شکسته

در روز جزا، جرأت برخاستنش نیست
پایی که بر آن زخم عبوری ننشسته

قسمت نشود روی مزارم بگذارند
سنگی که گل لاله بر آن نقش نبسته

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.09 با 44 رای

نظرات

سمیرا
29 بهمن 1404 09:10 ق.ظ
می گریم و می دانم از این کوچه ی بن بست….
هزار نکته باریکتر از مو در این شعر هست. واقعاً زیباست.
من که با خواندنش منقلب شدم.