شبی تب داشتم، رفتی و قرص ماه آوردی

شاعر: علیرضا قزوه

17 اردیبهشت 1391 | 5718 | 1
شبی تب داشتم، رفتی و قرص ماه آوردی
برایم شیشه ای از عطر بسم الله آوردی

من از صد بار اسماعیل و هاجر، تشنه تر بودم
تو این زمزم ترین را از کدامین راه آوردی؟

من از بی قبلگانم، کافری از من نمی پرسد
مسلمان کافرا! کی رو بدین درگاه آوردی؟

عزیز مصر بود این دل که دادم بر تواش روزی
امان از گرگ یوسف خورده ای کز چاه آوردی

دوباره شنبه ام تعطیل شد، یک شنبه ام تعطیل
دوباره یادم از آن جمعه ی ناگاه آوردی

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.31 با 16 رای


نظرات

الهام
10 آبان 1391 02:31 ب.ظ
سلام
شعر بی نظیر و تکان دهنده ای بود
لذت بردم
ممنون