یک شهر خریدار شماییم ندیده

شاعر: علیرضا قزوه

20 اردیبهشت 1391 | 1594 | 0
ای آینه ی هر چه غزل، هر چه قصیده
دلبازترین پنجره ی رو به سپیده!

ای در نفست قونیه در قونیه اشراق
از دست خدا باده ی الهام چشیده

ای گندم بی معصیت، ای عصمت معصوم
دستان تو باغی است پر از سیب رسیده

هم جان تو از مستی و اخلاص، لبالب
هم شعر تو آمیزه ای از عشق و عقیده

فیروزه ی بازار سخن، یوسف نایاب!
یک شهر خریدار شماییم ندیده

عطار زمان! تیغ زبان تیز کن امشب
خواب مغولان دیدم و سرهای بریده!

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.5 با 2 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.