ز فرط گریه باران می چکد از دستم این شب ها

شاعر: علیرضا قزوه

20 اردیبهشت 1391 | 2444 | 0
ز فرط گریه باران می چکد از دستم این شب ها
یکی دستم بگیرد، مست مست مستم این شب ها

غزل می خوانم و سجاده ام پر می کشد با من
نمی خوابند یک شب عرشیان از دستم این شب ها

خدا را شکر، سوزی هست، آهی هست، اشکی هست
همین که قطره اشکی هست یعنی هستم این شب ها

به جای خون به رگ هایم کبوتر می پرد تا صبح
تشهد نامه می بندد به بال دستم این شب ها

دلی برداشتم با تکه ابری از نگاه خود
به پابوس قیامت بار خود را بستم این شب ها

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3 با 2 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.