هر سال یک دهه دل من شور می زند

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

21 اردیبهشت 1391 | 2221 | 1
بگذار تا غزل بشوم در هوای تو
ای مبتلای شعر منم مبتلای تو

گفتی که ابر باش ولی شعر گریه کن
گفتم به روی چشم، ولی با دعای تو

گفتی که هر غزل صله ی شعر قبلی است
گفتم چه اعتقاد قشنگی، فدای تو

شعری بخوان! برای دلم با ردیف «نور»
ای واژه واژه نام علی روشنای تو

شعری بخوان که پر بکشد روح خاکی ام
در حس و حال عشق زلالِ صدای تو

هر سال یک دهه دل من شور می زند
مانند واژه های تو در نوحه های تو

سید! خدا کند که از این جا به بعدِ شعر
باشی کمی به جای من و من به جای تو

یک لحظه طعم عشق زلالت برای من
تصویر صحن خلوت و باران برای تو

از خود رها به خانه ی «پروانه»* می رود
در هر غروب جمعه دلم پا به پای تو

یادت که هست کنج حرم، رو به روی عشق
گفتم تمام حرف دلم را برای تو

با خط غم، میان گوهرشاد سینه ام
شعری نوشته ام به امید رضای تو

«ریحانه»** در میان غزل خنده می کند
شاید به ماجرای من و ماجرای تو



*تخلص استاد محمدعلی مجاهدی
**دختر سیدمحمد جواد شرافت
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 5 رای


نظرات

دریا
22 تیر 1391 10:07 ق.ظ
هر سال یک دهه دل من شور می زند
مانند واژه های تو در نوحه های تو