تو را من کاشتم، من سایه بودم، آب آوردم

شاعر: مهدی فرجی

۲۴ خرداد ۱۳۹۱ | ۳۹۹۹ | ۰
تو را صبحی مه آلود از دل یک خواب آوردم
تنت را ریختم در شیشه ی مهتاب، آوردم

خریدم از پری ها جفت مروارید چشمت را
و از اعماق دریاهای بی پایاب آوردم

خودِ من یافتم در قصه ها تخم نگاهت را
تو را من کاشتم، من سایه بودم، آب آوردم

بپرس این دست های هرزه ی آماده ی چیدن
کجا بودند وقتی کالی ات را تاب آوردم؟

بریز از خویش زنبیل مرا از خواستن پر کن
برای شاخه هایت یک زمستان خواب آوردم

مهدی فرجی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3.83 با 12 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.