تو آمدیّ و به هم ریختی قرار مرا
شاعر: مهدی فرجی
۲۴ خرداد ۱۳۹۱ |
۳۳۷۰ |
۰
تو آمدیّ و به هم ریختی قرار مرا
خزان خزان کردی مبتلا بهار مرا
پس از دمیدن تو یک به یک غزل هایت
به دست خویش گرفتند اختیار مرا
به سرزمین تو تبعیدیِ همیشه شدم
و خاطرات تو پر کرد روزگار مرا
به بادهای فراموشی زمان دادی
همه قبیله ی من، ایل من، تبار مرا
به ظرف میوه اگر سیب نارس تو رسید
خراب کرد زمان، سیب آبدار مرا
وصیتم همه ی آن نوشته هاست عزیز!
نگه بدار ورق های یادگار مرا