مثل گِرامی کهنه نُت می ریزم از خویش
شاعر: مهدی فرجی
۲۴ خرداد ۱۳۹۱ |
۱۸۹۰ |
۱
در خاک گلدان پیش گل های جوانم
یک شاخه آواز قناری می نشانم
وقتی تو می آیی تمام پرده ها را
از سال های سال دوری می تکانم
آوازه خوان دوره گردم، جای آواز
بگذار در وصف تو تصنیفی بخوانم
مثل گِرامی کهنه نُت می ریزم از خویش
خواب خوش دیوارها را می پرانم
عصرانه ی بی انتهای چای و لبخند
این بزم را تا آخر شب می کشانم
هر بار دارم چشم بر می دارم از تو
عکس تو می افتد درون استکانم
بعد از تو هرگز لب به آب و نان نه...بگذار
طعم لطیف عشق باشد بر لبانم