با سنگ حرف مفت، سرم را شکسته اند

شاعر: مهدی فرجی

۲۴ خرداد ۱۳۹۱ | ۳۵۷۹ | ۰
باید کمک کنی کمرم را شکسته اند
بالم نمی دهند پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس
پل های امن پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند
هم شاخه های تازه ی ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند
آیینه های دور و برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند
پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو
با سنگ حرف مفت، سرم را شکسته اند

مهدی فرجی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 5 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.