عکس مرا به سینه ی دیوار قاب کن
شاعر: مهدی فرجی
۲۴ خرداد ۱۳۹۱ |
۳۵۵۴ |
۱
این مست های بی سر و پا را جواب کن
امشب شب من است، مرا انتخاب کن
مهمان من تمامی این ها و پای من
قلیان و چای مشتریان را حساب کن
تمثال شاعرانه ی درویش را بکَن
عکس مرا به سینه ی دیوار قاب کن
هی قهوه چی! ستاره به قلیان من بریز
جای زغال، روشنش از آفتاب کن
انگورهای تازه ی عشقی که داشتم
در خمره های کهنه بخوابان شراب کن
از خون آهوان بده ظرفی که تشنه ام
ماهیچه ی فرشته برایم کباب کن
از نشئه خلسه ای بده، از سُکر؛ جرعه ای
افیون و می بیار، بساز و خراب کن
دستم تهی است هر چه برایم گذاشتی
با خنده های مشتریانت حساب کن