در دل من قصر داری، خانه می خواهی چه کار؟

شاعر: مهدی فرجی

۲۴ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۲۴۵۲ | ۶
دوستت دارم پریشان، شانه می خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه می خواهی چه کار؟

تا ابد دور تو می گردم، بسوزان عشق کن
ای که شاعر سوختی، پروانه می خواهی چه کار؟

مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری در آ!
در دل من قصر داری، خانه می خواهی چه کار؟

خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه می خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن! پس شانه مردانه می خواهی چه کار؟

مهدی فرجی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.19 با 57 رای


نظرات

ثنا
۰۵ آذر ۱۴۰۲ ۰۴:۱۷ ب.ظ
خیلی عالییییییییییییییییبود

دکتر فیضی
۱۰ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۰۸ ق.ظ
بسیار عالی ومتن بسیار زیباودلنشین

دکتر فیضی
۱۰ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۰۶ ق.ظ
بسیار عالی ومتن بسیار زیباودلنشین

محسن
۳۰ شهریور ۱۴۰۱ ۰۲:۵۴ ق.ظ
خدا رو تو این شعر دیدم
زنده باشی

مائده
۱۲ مهر ۱۴۰۰ ۰۹:۰۴ ق.ظ
خیلی قشنگ بود 😍

اصالت
۲۹ آذر ۱۳۹۷ ۰۹:۱۲ ق.ظ
عاااااااالییییییییییی