مادر! فدای دست ز حاجات خالی ات

شاعر: پروانه نجاتی

۲۴ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۶۱۰ | ۱
مادر! فدای دست ز حاجات خالی ات
لبخندهای گم شده در این حوالی ات

سجاده ای که پُل زده بود از تو تا خدا
سجاده ی رها شده در بی خیالی ات

پیشانی ات که طرح عبادت گرفته بود
آن چشم های زُل زده بر خشکسالی ات

این لحظه ها که داغ مرا تازه می کنند
این لحظه های سوخته ی کم مجالی ات

این استخوان و پوست که از قامتت به جاست
این دست و پای دوخته بر طرح قالی ات

دست مرا بگیر عزیز بهشتی ام!
بنشان کنار پنجره های زلالی ات

دیروز سوختی که پر و بال واکنم
امروز می گدازم از آشفته حالی ات

پروانه نجاتی

  • متولد:
  • محل تولد: بهبهان
  • کارشناس ادبیات انگلیسی
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 1 با 1 رای


نظرات

شهریار
۰۹ فروردین ۱۴۰۳ ۰۷:۱۹ ب.ظ
عالی و درود بر شما