او آخرین حرارت خورشید و ماه نیست!
شاعر: پروانه نجاتی
۲۴ خرداد ۱۳۹۱ |
۱۳۶۱ |
۰
عاشق شدن که شرم ندارد، گناه نیست
عاشق شدن که جز تپش یک نگاه نیست
او پلک می زند، دل تو گرم می شود
چیزی به جز مغازله ی اشک و آه نیست
تو ذوب می شوی، ولی او تازه می شود
طوفان که بار طاقت یک برگ کاه نیست
عاشق که می شوی، ز خودت دور می شوی
در خاطر تو دغدغه ی راه و چاه نیست
چون سایه، ناگزیری و چون شعله، نا شکیب
حال و هوای زندگی ات رو به راه نیست
در فصل عاشقی به خودت سخت هم مگیر
این شب چنان که جلوه نموده سیاه نیست
تو اولین ستاره عاشق نبوده ای
او آخرین حرارت خورشید و ماه نیست!