عشقی که عین خویش را گم کرده باشد
شاعر: مرتضی حیدری آل کثیر
۲۸ خرداد ۱۳۹۱ |
۳۰۷۷ |
۰
در او چه قدر انسان تراکم کرده باشد
تا عمر خود را وقف مردم کرده باشد؟
دریا! که طوفانش نیاشوبد، چه گونه
از قطره ی اشکی تلاطم کرده باشد؟
یاد تو غرقم کرده، من آن قطره ام که
یک لحظه دریا را تجسم کرده باشد
پلکت ضریح نور! آری نور باید
در چشم هایت آسمان گم کرده باشد
باید که مدیونش بماند کوه و جنگل
باران که بر خاکت تیمم کرده باشد
آن قدر آرامی که شایسته است، پیشت
یک برگ با طوفان تفاهم کرده باشد
دنیای سبزی ساختی بی آن که چشمت
بر سبزی دنیا تبسم کرده باشد
شاید به خونت اقتدا کرده است خورشید
تا هر غروب آتش تکلم کرده باشد
تو «عین» عشقی و «شقی» مانَد پس از تو
عشقی که عین خویش را گم کرده باشد